پروفسور ناصر نجمی

پروفسور ناصر نجمی، جراح پلاستیک و ترمیمی فک و صورت و جمجمه
وی هم اکنون جراح پلاستیک و ترمیمی فک و صورت و سر و جمجمه ، مدیر گروه جراحی سر و صورت دانشگاه آنتورپ ( Antwerp Belgium ) و مدیر انجمن شکاف لب و کام دانشگاه آنتورپ بلژیک است و سالانه چندین بار برای جراحی کودکانی که از مشکلات مادرزادی فک و صورت رنج می برند به ایران می آید و با کمک مسولان دانشگاه علوم پزشکی شیراز و همکارانش در بخش جراحی بیمارستان مادر و کودک به درمان کودکان وطنش می پردازد ، از ویژگی های تخصص دکتر آشنایی وی با بافت های استخوانی صورت و داشتن پروتکل درمانی خاص خودش است که روی کودکان اثر بسیار موفقی دارد. چون بوسه ای شکفته بر لبان ایران قصه اول: انیسه- سال 94 آهای دنیا ! این دختر دیگر ماسک نمی زند ده سال آزگار بود که یک ماسک لعنتی روی صورتش جا خوش کرده بود ،و حفره ای بی دلیل باز شده بود در صورت ز یبایش. از کجا آمده بود کسی نمی دانست . با او زاده شد ،اورا یک راست از نوزادی کِشاند تا کهنسالی .ده سال بود که سخن می گفت و کمی فهمیده می شد. پیچیده بود در پیله ی تنهاییش .بال زده بود بی انکه پرواز کند.مانده بود در حسرت کودکی تا خبرنگاری آمد از روستایشان " مورتی " روی نقطه صفر مرزی ، در مرز پاکستان ، عکس گرفت ، ماسک انیسه را دید، کنجکاوانه علت را پرسید تا اجازه یافت از صورتش عکس بگیرد .صورتی با شکاف وحشتناک کام که سال ها به دلیل فقر مالی رها شده بود، نه که غصه اش را نخورند ، نه ، نتوانسته بودند از پسِ چندین دوره جراحی های سنگین بربیایند. کسی را نیافته بودند که پس از ده سال دست بزند به صورت کودک . باید خیلی پیش تر جراحی می شد. خانم مهین محمد زاده ،خبرنگار و عکاس ،عکس ها را در یک شبکه اجتماعی گذاشت و تقاضای کمک کرد . یک ایرانی مقیم بلژیک عکس ها را پرینت گرفت ، برد برای پرفسور ناصر نجمی ، دکتر از آن سر دنیا دلش آشوب شد شماره ی خبرگزاری و ،انیسه را یافت و پذیرفت درمانش کند، درمان او در چند عمل آغاز شد ،و انیسه سلام گفت به زندگی! حالا انیسه دوبار در بیمارستان مادر و کودک شیراز عمل شده است ، می گویند " خیلی حرف می زند ،به جای آن سال ها ." و حسابی بازیگوش شده. به پرفسورنجمی قول داده دکتر شود. من هم می گویم انیسه برای خودش کسی خواهد شد ،کودکی که یک راست می آید به نوجوانی و از پس ِاین همه سکوت برمی آید حتما برای خودش کسی خواهد شد . روزگار شادمانی انیسه آن روزی آغاز شد که پس از جراحی آیینه دستش دادند و خودِخودش را دید و از ته دل خندید ! و چه کسی می تواند شکوه لحظه ای که انیسه خود را در آیینه دید دریابد ، شکوهی بیکران ،شادمانی ابدی و باور این که من چقدر زیبا هستم .مرا ببینید و باور کنید من ،دختری از بلوچستان ، دیگر ماسک نمی زنم! قصه دوم سال 94 - دختری با چشم های سیاه : چه می دانستند بیماری به نام پیر رابین هم وجود دارد ؟ و ممکن است نفس های نوزادشان به شماره بیوفتد ، دکترها مانده بودند ، این نوزاد 5 ماهه چرا و چگونه دارد مقاومت می کند ؟ دارم برایتان قصه نوزادی را می گویم که در 5 ماهگی توجه ها را به خود جلب کرد و شد اولین نمونه یک جراحی خاص در ایران. این نوزاد زیبا و دوست داشتنی که به گفته پدرش هدیه ای بود از طرف خدا ،این روزها 16 ماهه است .بسیار شیرین و دلربا .حرف از هدیه کاووسی است ،زاده اهواز ، فرزند پنجم خانواده که با سه ناهنجاری مادرزادی آمد به این دنیا .، شکاف کام ،کوچک بودن فک پایین و افتادن زبان به سمت عقب .دو ماه در اهواز بستری بود، بعد آمد به بیمارستان نمازی شیراز .هدیه به دلیل شکاف کام و کوچک بودن فک از بدو تولد به کمک لوله تنفس می کرد ،زبان راه تنفس را مسدود کرده بود و تغذیه را دشوار.نفس هایش به شماره می افتادند ، اما چشم های سیاهش در جستجوی زندگی می دویدند .و تقدیر او راه به سمتی برد که بشود اولین نمونه جراحی فک در ایران به شیوه ی نوین . از زبان او - برای اولین بار در ایران : "یادم می آید یک روز دوشنبه دکتر فروتن زنگ زدند و گفتند هدیه چهار بارایست قلبی داشته ،گفتند خودت را برسان . من جمعه شب آمدم با دستگاهی که هدیه به آن احتیاج داشت . شنبه تمام روز در اتاق عمل سپری شد . وهمان شب بازگشتم به بلژیک . این دستگاه را به قیمت پنج هزار یورو خریدم و بعدها هم چند نمونه از آن آوردم و به بیمارستان نمازی تقدیم کردم . این جراحی برای اولین بار در ایران انجام شد . به کمک این دستگاه روز عمل 3 میلی متر فک را جلو می آوریم ودر یک هفته فک 17میلی متر جلو آورده می شود . همه جای دنیا چهار الی پنج روز صبر می کنند بعد فک را روزی یک میلی متر جلو می آورند. اما من معتقدم به دلیل قدرت ترمیمی بالا ی نوزادان می شود روز اول با سه میلی متر شروع کرد. با کمک این دستگاه چهار ماهگی هدیه را جراحی کردم و در 11 ماهگی شکاف کام را بستم . حالا آنچه از هدیه یادم مانده ، چشم های سیاه اوست و نگاه دوست داشتنی اش که بی وقفه در جستجوی شادمانی است . پروفسور ناصر نجمی ، نمونه ی دیگری از این دستگاه را خود ساخته . این نمونه از سال 2000 در مارکت های معتبر بین المللی وجود دارد. تفاوت دستگاه ایشان با نمونه ای که در اواخر دهه 90 در آمریکا ساخته شد در این است که نمونه وی داخل دهانی ساخته می شود ،گران تر است و یک بار مصرف و برای بیمار تحملش آسانتر. اما نمونه خارج دهانی رو ی جمجمه پیچ می شود و تحمل کردنش برای سه ماه کار دشواری است . قصه سوم :دردم به زِ طبیبان مُدعی پروفسور ناصر نجمی ، به سال1344 در شهر ری به دنیا آمد ،جایی میان اصالت و مهربانی . در دامان مادری که هنوز هم روی برگه های کو چک شعر می گوید و یادداشت می کند. در کوچه های شهر ری که بهارها پر بود از عطر یاس بالید و جان گرفت .مِهر را آموخت و عشق را در بند بند وجودش نشاند. او هنوز همان ناصر است با همان شور و اشتیاق نوجوانی با آرامشی که از تلاش می آید . او همان ناصر است که حالا پس از سال ها تلاش و کسب موفقیت های بسیار، تمام تجربه هایش را به ایران می آورد تا بلند بگوید : " من تا ابد فرزند این سرزمینم " پرفسور ناصر نجمی ،جراح پلاستیک و ترمیمی فک و صورت و سر و جمجمه ، مدیر گروه جراحی سر و صورت دانشگاه آنتورپ (Antwerp Belgium ) و مدیر انجمن شکاف لب و کام دانشگاه آنتورپ است و خیریه ای در بلژیک دارد ، از ویژگی های تخصص وی گذراندن دندانپزشکی ،پزشکی و 5 سال تخصص پزشکی است . او با معرفی دکتر رهسپار و به دعوت دکتر حمیدرضا فروتن ،رئیس بخش جراحی بیمارستان مادر و کودک به شهر شیراز آمد و آمدنش جرقه تاسیس خیریه اش در بلژیک شد .او کمک های خیرین را از سراسر دنیا به شیراز می آورد ،مهرش را به آن می آمیزد ،نو آوری هایش در جراحی را به آن اضافه می کند و به جوان ترها می آموزد . او متواضعانه می گوید : " من که نمی توانم همه ی بچه ها ی ایران را عمل کنم . اما می توانم روش جراحی را به متخصصان انتقال دهم. این پروتکلی ست که در تمام دنیا رایج است .به طور کلی 250 پروتکل درمانی در اروپا برای این بیماران وجود دارد ،اما این پروتکل بهترین نتیجه را می دهد.هدف اول من در ایران درمان اصولی و به موقع این کودکان است ،کسانی که با شکاف لب و کام متولد می شوند بیش از هر چیز به زمان مناسب برای جراحی نیاز دارند. از نظر من سه و 6 ماهگی بهترین زمان برای جراحی است . نکته بعد این است که این بیماران بايد توسط جراحانى عمل شوند كه به تمام مراحل درمانى اشنايى دارند. نه فقط جراحى پلاستیک لب و بينى بلكه به پیوند استخوان و جراحى كام هم بايد مسلط باشند . و این همان قسمتی است که ایران باید در آن تقویت شود. هدف دومم ،آموزش است و انتقال این تجربه ها . من با کمال میل حاضرم در هر نقطه از ایران کارگاه های آموزشی برگزار کنم تا ایران هم بتواند به شبکه پژوهشی وسیعی که در دنیا وجود دارد راه پیدا کند و هدف سوم ، هدایت کمک های خیرین به سمتی است که بشود از آنها برای تامین هزینه های درمانی استفاده کرد . من تمام کمک هایی که در خیریه ام در بلژیک جمع می شود به ایران می آورم ،بسیاری از خیرین اصلا ایرانی نیستند . دلم می خواهد زمینه ای مهیا شود برا ی کمک خودمان به خودمان . چرا که باور دارم در بسیاری از موارد خانواده ها به خاطر هزینه ی بالای چندین جراحی از خیر درمان می گذرند. و این فاجعه است . دلم می خواهد خیریه ام "nadjmifoundation" را در ایران هم ثبت کنم. " همراهان بیماران و پدر و مادر کودکانی که دکتر نجمی جراحی شان کرده بی اندازه او ، انسانیت ، آرامش و شیفتگی اش به ایران را ستوده اند . او سه ماه یک بار به ایران می آید ،با دنیایی عشق ،یک راست به شیراز می رود ، و تمام مهرش به ایران را در تخصصش جاری می کند وجان تازه می دهد به کودکانی که زبیایی هایشان نهفته است پشت نقص های مادرزادی فک و صورت .کوتاه می اید اما به کمک دوستانش در شیراز زندگی عادی را هدیه می دهد ،به بچه هایی که ممکن است هیچ گاه نتوانند حرف زدن را بیاموزند...جراحی می شود قدم اول ،گفتاردرمانی و اقدامات حمایتی می شود ادامه راه ... به شهادت نشریه ( Cleft and Craniofacial journal )که از نشریات معتبر علمی دنیاست ، پرفسور ناصر نجمی اولین کسی است که جراحی شکاف کام نرم در دنیا را با ربات انجام داد ه و اکنون چهار سال است که این کار انجام می شود. ابتدا نتیجه ی مطالعاتش در این زمینه ثبت ، سپس در سال 2013 پذیرفته شد و در سال 2016 در همین نشریه به چاپ رسید. او می دود سالهاست به صورت حرفه ای می دود و با برگزاری مسابقات دو در بلژیک توجه دوستان و خیرین بلژیک را به کمک به مردم ایران معطوف می دارد.او سال هاست می دود ، برای زندگی ، خیریه ، ذات انسان .او برای ایران می دود ،او فرزند این سرزمین است ،تا ابد . دکتر ناصر نجمی هر بار بعد از توقف کوتاهش درایران ، چمدانش را برمی دارد ،خاطره هایش را با دقت در آن می چیند، قلبش را از سینه در می آورد امانت می گذارد در ایران و باز می گردد به جایی که از آنِ او نیست . با حلقه ی اشک در چشمانش ، با تصویر شیراز زیباو با شمردن لحظه ها تا ،از پله های هواپیما پایین بیاید و نسیم ایران نوازش کند گونه هایش را و لبریزش کند از فرزند این سرزمین بودن . و چه کسی می داند به هنگامه ی رفتن چه بی تاب است ؟ قصه چهارم: خبر آمد خبری در راه است با حمایت های خوب دکتر ایمانیه ریس دانشگاه علوم پزشکی شیراز قرار است در ساختمان کتابخانه قدیم دانشگاه اولین مرکز تخصصی شکاف لب و کام راه اندازی شود . ساختمان از دانشگاه و هزینه و دستگا ه ها از خیریه دکتر نجمی . آنچه تا امروز سبب موفقیت جراحی های انجام شده در شیراز شده ، حمایت صمیمانه و دوستانه ریس دانشگاه علوم پزشکی ،دکتر ایمانیه ، ،دکتر فروتن، ریس گروه جراحی بیمارستان مادر و کودک ،بخش پژوهش ارتودنسی دانشگاه شیراز ،دکتر پاکشیر و دکتر اجمی، و تلاش های بی دریغ خانم ها طهماسبی و زارع و همه ی آنهایی است که صادقانه ،دست یاری داده اند برای ساختن این مرکز درمانی . هر کس قصه ای دارد گاهی قصه ها در هم تنیده می شوند چون کلافی سردر گم .کسی از آن دورها می آید سرِ نخ را چه آسان در دست می گیرد و قصه ای تازه می نویسد . خدا کند فقط حکایت نویس نباشیم ، قلم خودمان را به دست بگیریم و حرف هایمان را بزنیم شاید همین نزدیکی ها کسی قصه اش ناتمام باشد.