نقش خانواده در ایجاد محیط سالم برای رشد کودک

کلیدهای تربیت کودک

نقش خانواده در ایجاد محیط سالم برای رشد کودک

دکتر اصغر فروع‌الدین عدل، روانشناس و روان‌درمانگر
تاریخ انتشار: ۸ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۲

نقش خانواده در ایجاد محیط سالم برای رشد کودک

بحث درباره سوء رفتار با کودک و بی‌توجهی به او، بدون صحبت درباره اهمیت نقش خانواده، دشوار است. روابط خانوادگی، نخستین و پایدارترین روابط اجتماعی محسوب می‌شود و تأثیر چشمگیری بر شایستگی، انعطاف‌پذیری و احساس خوشبختی کودک دارد. برای بیشتر افراد، این عوامل خانوادگی مثبت و سودمند هستند و منبع اولیه حمایت و مهرورزی به شمار می‌آیند که زمینه را برای داشتن روابط خوب و رسیدن به خوشبختی در تمام عمر فرد فراهم می‌آورند؛ اما برای عده دیگری از کودکان، حوادث و تجربه‌های خانوادگی عمیقاً منفی و زیان‌بخش هستند و این بافت خانوادگی می‌تواند زمینه شدیدترین خشونت‌ها را در جامعه فراهم آورد.

طبیعی است که کودک به هدایت و کنترل فراوانی نیاز دارد؛ آن‌ها گاهی اوقات به‌ گونه‌ای رفتار می‌کنند که با تصمیم‌ها و برنامه‌های ما تعارض دارد. کسانی که برای پذیرش نقش مهم پدر یا مادری آمادگی ندارند، ممکن است همان روش‌هایی را در مورد فرزندانشان بکار ببرند که در مورد خودشان اعمال شده است و این امر می‌تواند باعث شود یک روش نامطلوب تربیتی مانند تنبیه بدنی، تهدیدهای کلامی و بی‌توجهی به نیازهای کودک نسل به نسل منتقل شود.

آگاهی از اثرات شوم سوء رفتار و بی‌توجهی به کودک می‌تواند باعث پیشگیری از صدمات ناشی از این رفتارها شود لذا ابتدا باید ببینیم کودک از محیط خانواده چه انتظاراتی دارد. برای رشد سالم کودک، محیط پرورشی کودکان باید طوری باشد که بین خواسته‌های والدین و نیازهای کودک توازن برقرار شود.

محیط مطلوب و مورد انتظار کودک عبارت است از خانواده حمایت‌کننده، امکان تماس با همسالان و فرصت‌های فراوان برای کشف و تسلط بر محیط. اگرچه این فرایند به‌ندرت بی‌دردسر و راحت است، اما خانواده‌های سالم آموخته‌اند که چگونه در آغاز کودک را تحت کنترل کامل داشته باشند و به‌تدریج او را در قبول مسئولیت و اداره زندگی سهیم کنند تا هرچه بیشتر بر زندگی خود کنترل داشته باشد و سرانجام به‌عنوان یک بزرگسال به استقلال برسد.

  

ناهماهنگی خانوادگی

کودکان به یک محیط مطلوب نیاز دارند؛ در غیر این صورت ممکن است به خطر بیفتند. اگر فشارهایی که به یک کودک وارد می‌شود بیش از حد توان او باشد، توانایی برای برقراری روابط مطلوب با دیگران را با مشکل روبرو می‌کند. فشارهای روانی در خانواده، خود را به شکل ترس، اضطراب، مشکلات با همسالان و مسائلی در مدرسه نشان می‌دهد. حتی یافته‌ها حاکی از آن است که ضربان قلب نوزادان سه، ماهه هنگام مشاجره بزرگسالان افزایش می‌یابد. بدرفتاری با کودکان، بدترین و نامطلوب‌ترین شکل فشار روانی به شمار می‌آید؛ فشار روانی‌ای که تأثیر مستقیم بر زندگی روزانه کودک دارد.

وجود یک رابطه گرم با بزرگسالی که رفتارهای قابل پیش‌بینی و باثبات دارد و روش تربیتی معتدلی دارد و از کودک در برابر فشارهای روانی غیرضروری محافظت می‌کند، موهبتی ارزشمند به شمار می‌آید. کودکانی که مورد بدرفتاری قرار می‌گیرند به‌سختی می‌توانند با فشارهای روانی مقابله کنند زیرا از روابط مثبت با بزرگسالان، الگوهای کارآمد حل مسأله و حس کنترل شخصی یا پیش‌بینی پذیری محروم‌اند. والدینی که نیازهای اساسی و وابستگی کودک به خود را از نظر جسمی، جنسی یا عاطفی در نظر نمی‌گیرند، رفتارشان با کودک نادرست و سهل‌انگارانه است. به همین نحو برآورده نکردن نیازهای کودک اساس مسامحه و بی‌توجهی به شمار می‌رود.

 

حساسیت و ابراز هیجانی پدر و مادر

اینکه والدین با فرزندانشان با چه درجه‌ای از حساسیت رفتار کرده و ابراز هیجان می‌کنند، به سه دسته تقسیم می‌شوند:

 متمرکز بر کودک:

  • انواع محرک‌های حسی و ابراز هیجانی مثبت فراهم می‌شود.
  • روابط متقابل بسیار ثمربخش که معطوف به کودک است به وجود می‌آید.
  • روابط سالم و موضوع‌های جنسی معمول با کودک در میان گذاشته می‌شود.
  • مقرراتی برای امنیت و سلامت کودک وضع می‌شود.
  • گاه‌به‌گاه از نحوه فعالیت کودک انتقاد می‌شود و فعالیت مذکور متوقف می‌شود.
  • ابراز هیجان به شیوه و با لحنی صورت می‌گیرد که گاهی تند و خشن است.

 

مرزی:

  • ابراز هیجان به روشی خشک و واکنش به کودک با سخت‌گیری صورت می‌گیرد.
  • برای رسیدن به انتظارهای غیر واقعی از فشارهای کلامی و غیرکلامی استفاده می‌شود.
  • معمولاً از روش‌های خشن و تند کلامی و غیرکلامی استفاده می‌شود و توانایی‌های کودک به‌حساب آورده نمی‌شود.
  • به نیازهای کودک حساسیت نشان داده نمی‌شود.
  • کودک به‌گونه‌ای نادرست با دیگران مقایسه می‌شود.
  • از وابستگی کودک سوءاستفاده یا نسبت به او بی‌توجهی می‌شود.
  • به نیازهای شخصی کودک درباره خلوت یا تنهایی بی‌توجهی می‌شود.

 

رفتار نامناسب، توهین‌آمیز و سهل‌انگارانه:

  • کودک مورد تحقیر و توهین قرار می‌گیرد.
  • عشق و علاقه مشروط و احساسات دوگانه عاطفی به کودک ابراز می‌شود.
  • کودک از توجه هیجانی و جسمی محروم می‌شود.
  • از روش‌های کنترلی بی‌رحمانه و خشن استفاده می‌شود.
  • نسبت به نیازهای کودک حساسیت نشان داده نمی‌شود.
  • از روی عمد راه‌هایی برای ترساندن، تهدید یا خشمگین کردن کودک در پیش گرفته می‌شود.
  • به‌طور غیرقابل‌پیش‌بینی واکنش‌هایی هیجانی نشان داده می‌شود.
  • با فشار، تهدید یا رشوه از وابستگی کودک سوءاستفاده می‌شود.
  • رفتارهای جنسی و جسمی زورگویانه و خشن با کودک اعمال می‌شود.

 

 

اگر سئوالی در این زمینه هست یا نیاز به کمک دارید، کارشناسان «به‌اندیشان» در خدمت شما هستند؛ با ما تماس بگیرید.

 

مطالب مرتبط


دیدگاه کاربران

برای ثبت دیدگاه وارد وب سایت ما شوید.