در شهر،دست‌هایمان روی گلوی یکدیگر است!

بررسی اخلاق و حقوق شهروندی

در شهر،دست‌هایمان روی گلوی یکدیگر است!

دکتر نیره توکلی، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی دانشگاه
تاریخ انتشار: ۱۱ تیر ۱۳۹۶ - ۱۰:۱۳

در شهر،دست‌هایمان روی گلوی یکدیگر است!

امروزه شهرنشینی به شکل غالب و قطعی زندگی انسان‌ها بدل شده است. وجود برخی از آسیب‌ها و مشکلات اجتماعی ـ فرهنگی در شهرهای ما تا حدی بالاتر از استانداردهای جهانی است و این امر نه‌فقط اسباب ناراحتی و عدم آسایش شهروندان در کوتاه‌مدت است، بلکه می‌تواند در درازمدت بر روند توسعه عمومی کشور و حتی بر سیاست‌های کلان اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و... نیز تأثیر منفی بر جای بگذارد. ازاین‌رو ایجاد و نهادینه کردن اخلاق و حقوق شهروندی بسیار ضروری است زیرا تصورات ناپسند و نادرست بسیاری درباره اخلاق و حقوق شهروندی وجود دارد.

البته اخلاق نسبی است و فرهنگ‌محور، اما حقوق شهروندی تعاریف قانونی دارد. برخی از این قوانین دارای الگوهای جهانی است و با تعاریفی که بر سر آن‌ها وفاق وجود دارد تعریف می‌شود. جامعه‌شناسان و نظریه‌پردازان شهری از حق شهروندان نسبت به شهر سخن گفته‌اند. لوفور این حقوق را به‌صورت زیر خلاصه کرده است:

  • مشارکت شهروندان در فرایند برنامه‌ریزی
  • تضمین دسترسی شهروندان به برنامه‌ریزی طراحی و مدیریت شهری
  • هدایت متوازن و برابری طلبانه کاربری زمین برای دسترسی همگانی به مسکن و کار فعالیت و بهداشت و آموزش؛ حمل‌ونقل  عمومی و فضای عمومی، اوقات فراغت و زندگی طولانی
  • تضمین دسترسی شهروندان کم‌درآمد به مسکن مناسب و ساماندهی اسکان غیررسمی، نه به صورتی که مثلاً شهر پرند به مسکن بی‌بضاعتان و مسکن مهر اختصاص یابد و به مراکز اقتصادی و محل کار و مراکز درمانی و بهداشتی دور باشد و ازلحاظ تأسیسات شهری هم بلنگد و تهران یکسره به برج‌سازان واگذار شود.
  • تضمین دسترسی به استفاده مشترک شهروندان از فضاهای عمومی با اختصاص پهنه‌های ویژه برای امور اجتماعی در شهر. به‌عنوان نمونه در برزیل تکلیف این پهنه‌های ویژه به‌صورت برنامه‌ریزی و مشارکت مستقیم مشخص می‌شود. این چارچوبی است که حق به شهر امروز پیدا کرده است. همین چارچوب است که پیشنهادشده تا به بیانیه جهانی حقوق بشر وارد شود.

 تاکنون شهروندان و مدیران شهری ما هرکدام اخلاق و حقوق را یک‌طرفه تفسیر کرده‌‌اند. شهروندان یک‌طرفه فقط خدمات خواسته‌اند و هر بار که کمترین زحمتی برایشان پدید آمده به نقض مقررات و نقض حقوق یکدیگر پرداخته‌اند. مدیران شهری هم جوابگو نبوده‌اند و سیاست‌هایشان در جهت حذف شهروندان عادی و کم‌درآمد و کم‌توان از فضای شهر و به نفع اقلیت‌های توانمند ازلحاظ مالی و قدرتِ تصمیم‌گیری بوده است.

 شهروندان نیز در بسیاری از موارد یا از حقوق خود ناآگاه بوده‌اند یا آن‌ها را به رسمیت نشناخته‌اند. درنتیجه، هم شهروندان و هم مدیران شهری مرکب خود را رانده‌اند.

امروزه عدم رعایت اخلاق در جامعه شهری، به دور باطل مسئولیت‌ناپذیری و بی‌قانونی و عادت کردن به پاسخگو نبودن مدیران تداوم می‌بخشد.

پیوستن به کنوانسیون‌های حقوق شهروندی، گذراندن قوانین جدید و تلاش برای جاری کردن فرهنگ متقابل مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی از راهکارهای مهم و ضروری هستند. به‌طور مثال، حتماً باید قوانین جدیدی برای معماری شهری وضع شود که با هر نوع تجاوز به فضاهای همگانی، نظیر اشغال پیاده‌روها از طرف برج‌سازان، یا آن را ملک طلق و ایوان خود کردن یا احداث باغچه‌های سد راه در آن‌ها بشدت برخورد شود و چنین مواردی با پرداخت جریمه، نادیده گرفته نشود. همچنین تراکم فروشی و بلندمرتبه‌سازی در کوچه‌پس‌کوچه‌ها باید متوقف شود.

ما به دلیل مقام انسانی که داریم و به دلیل ارتباط اجتماعی که در آن حضور داریم، همزیستی با دیگران را جبراً تجربه می‌کنیم. این همزیستی معمولاً با درد و آلام و همین‌طور بانشاط و سرور همراه است. باید این فرهنگ ناآشنا و بی‌اعتنا بودن به حقوق خود و دیگران از میان برود. وجدان و مسئولیت‌های شهروندی باید همواره در کار باشد. هر جا که حق دیگری را نقض کردیم و مثلاً ماشینمان را در پیاده‌رو یا در برابر پل عابر پیاده پارک کردیم و مأموران قانون یا افراد عادی متعرض ما نشدند، باید بدانیم که مجوز نقض حقوق شهروندی خودمان را هم صادر کرده‌ایم.

ناامیدی و از دست رفتن اطمینان به رعایت قوانین و اخلاق اجتماعی است که چون دور باطلی فرار از مسئولیت، توجه صرف به منافع فردی و مرگ اخلاق مدنی را در پی دارد.

با رعایت حقوق شهروندان، رعایت قانون، مسئولیت خواستن از شهروندان و پاسخگویی به شهروندان، از یک‌سو، بازتعریف اعضای جامعۀ شهروندان و نیازهای آن‌‌ها، به تفکیک سن و جنس و طبقه و قشر، سالم کردن و فسادناپذیر کردن نهادهای اجرایی و قانونی، با اجرای قوانین برای همه، با ارجحیت دادن منافع همگانی به منافع فردی، با قطع تراکم فروشی و پایان دادن به خطرسازی برای شهروندان و رقم زدن فجایعی در حال و آینده که در کمین شهرهای بزرگ ما نشسته است می‌توان به‌مرور جامعه شهری را امن و دلپذیر کرد. روش اخلاقی با موعظه فرق دارد. هرگاه تعداد اسطوره‌های فسادناپذیر و توانمندی که در عین توانایی نقض حریم دیگران، الگوهای بی‌چون‌وچرای قانون‌مداری باشند، واقعاً افزایش بیابد، می‌توانیم بگوییم که امید و اعتماد به جامعه بازمی‌گردد.

مطالب مرتبط


دیدگاه کاربران

برای ثبت دیدگاه وارد وب سایت ما شوید.