قصه، هنری مؤثر و بی‌نظیر در فرایند رشد شخصیت کودک

کتاب‌های درسی به کودکانمان چه آموزش می‌دهند؟

قصه، هنری مؤثر و بی‌نظیر در فرایند رشد شخصیت کودک

دکتر علیرضا عابدین، روانشناس و روان‌درمان‌گر
تاریخ انتشار: ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۴۳

 قصه، هنری مؤثر و بی‌نظیر در فرایند رشد شخصیت کودک

یکی از نکات قابل توجه در رشد روانی اجتماعی کودکان، مؤلفه‌های روانشناختی است که از سوی رسانه‌های فعال در محیط مانند کتاب و ادبیات به کودکان منتقل می‌شود. از دیدگاه روانشناسی، ادبیات کتبی و شفاهی می‌تواند کودکان را در درک عواطف خود، هم‌ذات پنداری با شخصیت‌هایی که احساس مشابه را تجربه می‌کنند و نیز کسب بینش نوین نسبت به چگونگی برخورد با افراد دیگر که همان مشکلات را دارند یاری رساند. کتابهای درسی به عنوان یک رسانه فراگیر و تأثیرگذار فرهنگی، در رشد شخصیت و تغذیه روحی کودک تأثیر بسزایی دارند. در واقع کودک از تأثیرپذیرترین مخاطبان کتاب‌های درسی به شمار می‌آید. کودکی که نسل آینده کشور را تشکیل می‌دهد، در دوران کودکی همانند لوح سفیدی است که از کتاب درسی که برای اولین بار با آن روبه‌رو شده و توسط آن شروع به‌ آموختن کرده است، تأثیر عمیقی می‌گیرد و خاطره آن در ساختن سازه‌های شخصیت وی نقش بسزایی بازی می‌کند. کیست که آب و نان دادن بابا را فراموش کند یا به سیب و انارهای اکرم و امین نیندیشد و یا مهمان‌نوازی کوکب را فراموش کند؟ چه بسا ما هنوز منتظر آمدن حسنک باشیم! به همین ترتیب در آینده‌ای نزدیک همین کودک به عنوان عاملی فرهنگ‌ساز می‌تواند کتاب را  تحت تأثیر قرار دهد. هر اشتباه یا عدم نظارتی در این چرخه می‌تواند تأثیری ممتد بر چند نسل بعد از خود بگذارد. در این میان کتاب‌های دوره ابتدایی وسیله‌ای هستند که کودک یک سال تمام آنها را می‌خواند و از روی آنها مشق می‌نویسد و در نهایت مطالب کتاب را به خاطر می‌سپارد. از آنجا که تأثیر و خاطره این کتاب‌ها برای تمام عمر در ذهن کودک باقی می‌ماند، چگونگی ارائه تصاویر و محتوا در کتاب‌های درسی اهمیت فراوان دارد. چرا که از طریق آنها کودک رابطه میان آموزش و واقعیات اجتماعی را به دست می‌آورد. در حقیقت داستان‌های کتاب درسی می‌تواند نقشی همچون آینه را برای کودکان بازی کند به این معنا که بازتاب دهنده ویژگی‌های ظاهری، روابط، احساسات و اندیشه‌های آنان در پیرامون‌شان باشد.

فرهنگ شامل قوانین، آداب و ارزش‌های حاکم بر جامعه است. یکی از شناخته شده ترین الگوهای فرهنگی جمع‌گرایی و فردگرایی است. در فرهنگ‌های جمع‌گرا همچون بسیاری از کشورهای آسیایی و آمریکای جنوبی، افراد احساس می‌کنند عمیقاً به گروه و اجتماع خود تعلق دارند. در این جوامع تصمیم‌های گروه بر تصمیم‌های فردی ارجحیت داده می‌شود و رفتار افراد با قوانین و اهداف و ارزش‌های گروه محک می‌خورد. این در حالی است که در فرهنگ‌های فردگرا، ملموس در کشورهای غربی، خود فرد و امیال و عواطف او اهمیّت بیشتری دارند و از فرد انتظار می‌رود که مسئولیت تعدیل هیجانات و احساسات خود را به تنهایی به عهده بگیرد. وجود تفاوت‌های فرهنگی از کشوری به کشور دیگر انکارناپذیر است. رفتار انسان‌ها تحت تأثیر فرهنگی است که در آن رشد می‌کنند و بخش اعظم اندیشه‌های هر فردی از فرهنگی که در آن رشد یافته نشأت می‌گیرد. فرهنگ صرفا لباسی نیست که به تن اعضای جامعه بتوان کرد؛ فرهنگ با پوست و گوشت و استخوان انسان عجین شده است. با این حساب هر داستانی که از اندیشه نویسنده نشأت گرفته می‌شود در واقع از فرهنگ پرورش دهنده آن نویسنده آمده و در ترویج همان فرهنگ نیز عمل خواهد کرد. پرداختن به این مسأله حائز اهمیت است.

ایران به عنوان یک کشور شرقی به‌طور سنتی جمع‌گرا بوده، اما تأثیر فرهنگ فردگرای غرب در دو سده گذشته چه از طریق مستقیم استکبار و چه از روش به اصطلاح جنگ نرم در جامعه انکارناپذیر است. مدارکی نیز دال بر خانواده محور بودن جامعه ایرانی موجود است که می‌تواند نشانگر بی‌اعتمادی نسبت به هر دو عوامل استبداد داخلی جامعه و استکبار خارجی در طول تاریخ پُر پیچ و خم ایران باشد. ایرانی امنیت را در داخل خانواده می‌جوید!

 

 

مطالب مرتبط


دیدگاه کاربران

برای ثبت دیدگاه وارد وب سایت ما شوید.