با نوزاد خود شوخی نکنید!

با نوزاد خود شوخی نکنید!

دکتر هما محمدصادقی، روان‌پزشک و روان‌درمانگر
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردین ۱۳۹۶ - ۲۲:۲۳

با نوزاد خود شوخی نکنید!

نوزاد در ماه‌های آغازین پس از تولد، با دنیایی مواجه می‌شود که هیچ آشنایی نسبت به آن ندارد و وظیفه مادر «به اندازه کافی خوب»، آشنا کردن نوزاد با ‌این دنیای ناآشناست، به نحوی که نوزاد از ‌این آشنایی شوکه نشود و در خود فرو نرود. نوزادی که گرسنه بماند، ساعت‌ها گریه کند، در آغوش گرفته نشود، احساسات دردناک بدنی را مکررا تجربه کند و مورد آزار یا غفلت قرار گیرد شوکه خواهد شد. دنیایی که آغازش با درد و رنج فراوان یا بی‌تفاوتی و غفلت از نوزاد همراه باشد، در ذهن نوزاد به شکل یک دنیای ناامن ثبت می‌شود و در آینده باور وی را نسبت به دنیا شکل می‌دهد. «مادر به اندازه کافی خوب» می‌تواند نیازهای اولیه نوزاد را پاسخ دهد و از او در برابر آسیب‌های احتمالی محیط، مراقبت کند. علاوه بر نیازهای جسمانی، یک نیاز اساسی نوزاد انسان، «برقراری ارتباط» است، تا خود را بشناسد و ذهن و روانش پرورش یابد. آغاز ارتباط انسانی غالبا در رابطه با مادر است اما والد دیگر یا سایر اعضای خانواده نیز می‌توانند به عنوان یک فرد پایدار در زندگی نوزاد نقش‌ ایفا کنند و نیاز او به «رابطه سالم» را برآورده سازند. اگر نوزاد انسانی در فضایی بدون «رابطه سالم» رشد کند، مانند کودکانی که در نوانخانه‌ها زندگی می‌کنند و مراقبان‌شان به دفعات عوض می‌شوند و امکان برقراری رابطه سالم و پایدار را نمی‌یابند، آسیب‌های جدی روانی مانند افسردگی یا حتی مرگ گریبان‌گیر آنها خواهد شد چرا که انسان ذاتا موجودی اجتماعی است و برای رشد و تکامل، به برقراری رابطه نیاز دارد.
منظور از رابطه سالم مادر و نوزاد در ماه‌های آغازین، رابطه‌ای است که در آن در وهله اول، حال مادر خوب است، از به دنیا آوردن فرزند خود راضی است و احساس مثبتی به نوزادش دارد.
مادر عزیز! اگر حالتان خوب نیست، برای ‌اینکه حال کودک‌تان خوب باشد نمی‌توانید تظاهر کنید که اوضاع روبه‌راه است. رابطه مادر و نوزاد آنقدر در هم آمیخته است که برای ‌اینکه نوزاد سالم و بانشاطی داشته باشید، چاره‌ای نیست جز ‌اینکه مادر نیز روحیه خوب و بانشاطی داشته باشد. در نتیجه در دنیای رابطه مادر و نوزاد، امکان تظاهر نیست. اگر مادر غمگین و خسته است، دچار آشفتگی در روابط است، مضطرب است، به اختلالات شخصیتی مبتلاست یا قادر به برقراری صحیح رابطه با دیگران نیست، همه ‌اینها از جانب نوزاد درک شده و مانع رشد و تکامل سالم او می‌شود. مادر باید راهی برای بهبود حال خود جستجو کند و از سیستم‌هایی که می‌توانند او را حمایت کنند کمک بگیرد، چرا که مادر به اندازه کافی خوب، در وهله اول خودش سالم و با نشاط است. و ‌اینجا است که نقش پدر، سیستم خانواده و جامعه‌ای که بتواند از مادر به نحو احسن حمایت کند اهمیت بیشتری می‌یابد.
مادران، با مادری کردن و تجربه کردن فرصتی که برای ‌ایثار و عشق ورزیدن به نوزاد خود می‌یابند، می‌توانند ظرفیت روانی خود را برای تحمل سختی‌ها وسعت بخشند و تاب‌آوری بیشتری در مواجهه با مشکلات به دست آورند به‌طوری ‌که شواهد نشان می‌دهد بسیاری از مادران افسرده در دوران بارداری بهبود می‌یابند.
برخورداری نوزاد از سلامتی در ماه‌های آغازین تولد بدون توجه به سلامت مادر، ممکن نیست، اما اگر از ‌این مقوله بگذریم و به نوزاد بپردازیم، یادآور می‌شوم که نوزاد، تجربه ماه‌های آغازین حیات خود را در ذهن ثبت می‌کند و ‌این تجربه‌ها، مبنای تکامل ذهن و روان وی در آاینده می‌شود. کودکانی که مورد غفلت یا آزار قرار می‌گیرند، از بهره هوشی کمتری در آینده بهره خواهند برد و مستعد ابتلا به بسیاری از بیماری‌های روانی خواهند بود. پس با نوزاد خود شوخی نکنید! گاهی تحت عنوان بازی یا شوخی شاهد رفتارهایی از سوی والدین هستیم که عواقب دردناکی در رشد کودک به جای خواهند گذاشت. مثلا مرتبا او را بالا و پایین می‌اندازند، با صداهای عجیب یا شدید مواجه می‌کنند یا تحریکی به بدن کودک وارد می‌کنند که موجب آزردگی او و خنده اطرافیان می‌شود. همه ‌این رفتارها در ذهن کودک ثبت می‌شوند و از همین آغاز لازم است پدران و مادران بدانند که امکان فراموشی وقایع ثبت شده در آینده وجود ندارد. پس بهترین آنچه که می‌توانید باشید را به نوزاد خود عرضه کنید. تجربه بودن و زندگی کردن با نوزاد، دیدن او و شاد و خندان بودن با اوست، نه خندیدن به او. در شماره‌های بعدی به ابعاد دیگر ارتباط مادر و نوزاد خواهیم پرداخت.

 

 

مطالب مرتبط


دیدگاه کاربران

برای ثبت دیدگاه وارد وب سایت ما شوید.