وقتی پای مهر مادری در میان است

یک روز در مدرسه اوتیسم «آیین مهرورزی»

وقتی پای مهر مادری در میان است

گفتگو با فهیمه موسوی‌نژاد، مدیر مدرسه «آیین مهرورزی»
تاریخ انتشار:

وقتی پای مهر مادری در میان است

علی هنوز به مدرسه نمی‌رفت که پزشکان تشخیص دادند اوتیسم دارد. آن روزها او و خانواده‌اش ساکن بوشهر بودند و مادرش، به دلیل تحصیل در رشته علوم تربیتی و آشنایی کار با کودکان استثنایی، تصمیم گرفت با مشورت از یک روان‌شناس در اصفهان خودش راهی برای بهبود حال فرزندش بیابد. برنامه‌های آموزشی علی را با روان‌شناسی به نام پری گلابی از راه دور هماهنگ می‌کرد و کیلومترها دورتر خودش در پی راهی به دنیای ذهنی کودکش و بیرون کشیدن او از آن‌همه افکار و تصاویر درهم و برهم بود. علی اما بیرون از تمام دغدغه‌های مادرش در سکوتی نصفه‌و‌نیمه فرورفته و با نگاه به چشمان مادر و آنچه در اطرافش می‌گذشت، قهر کرده بود. هفت سالگی‌اش مصادف شد با مهاجرت خانواده به تهران. مادرش شانس علی را برای حضور در مدارس کودکان استثنایی و عادی امتحان کرد، اما علی در میان آن کودکان جایی نداشت و معلم‌ها راهی برای آشتی دادنش با زندگی بیرون پیدا نمی‌کردند. تمام این اتفاق‌ها فهمیه موسوی‌نژاد را توجیه کرد که کارش یعنی تدریس به کودکان ناشنوا را کنار بگذارد و بخش زیادی از سرمایه شخصی‌اش را نه تنها برای علی، که برای دیگر بچه‌های مبتلا به اوتیسم در کشورش خرج کند. موسوی‌نژاد نه فقط به عنوان مادر علی، بلکه در جایگاه مادری برای تمام کودکان اوتیستیک، مدرسه‌ای برای آموزش تخصصی به این بچه‌ها تأسیس کرد، مدرسه ای که امروز 10 سال از حیاتش می‌گذرد. علی کوچک بهانه‌ای شد تا مادرش، با راه‌اندازی این مرکز، بار رسالتی انسانی را بر دوش کشد.

 

مدرسه‌ای در سعادت‌آباد
قرارمان ساعت 9 صبح است. با عکاس مجله راهی سعادت‌آباد می‌شوم. کوچه شماره 30 را ساختمان‌های بلند و در حال ساخت قرق کرده‌اند. تا میانه کوچۀ پر درخت پیش می‌رویم که ساختمان سه‌طبقه مدرسه خودش را نشان می‌دهد. نمایی ساده دارد و یک تابلو کوچک که رویش نوشته‌اند «مدرسه غیرانتفاعی پسرانه آیین مهرورزی». در همان بدو ورود، دختربچه‌ای را می‌بینم که دست در دست مربی پله‌ها را بالا می‌رود. به عنوان «پسرانه» در نام مدرسه فکر می‌کنم. چند دقیقه بعد می‌فهمم هنوز مدرسه دخترانه دولتی برای آموزش این کودکان وجود ندارد و دختران در مدارس استثنایی با عنوان «ضمیمه» ثبت نام می‌شوند. گفته می‌شود که علت این موضوع پایین‌تر بودن آمار ابتلای دختران به اوتیسم است.
نیم‌طبقه اول را که بالا می‌رویم، چشمم به در نیمه‌باز یک کلاس و بچه‌هایی می‌افتد که با معلم‌شان مشغول بازی هستند. از پشت سر، حرکات‌شان شبیه کودکان عادی است، شاید فقط چشمان‌شان است که آن‌ها را لو می‌دهد. به دفتر خانم موسوی‌نژاد می‌رسیم. به رسم همیشه، چند دقیقه می‌نشینیم و نگاهم روی تابلو شهریه مصوب مدرسه گره می‌خورد: معادل 72 هزار و 820 تومان در هفته، به ازای 31 مراقبت از کودکان اوتیسم. با خودم فکر می‌کنم چنین مبلغی در مقابل چنان مراقبت و آموزش دشواری چقدر ناچیز است.

 

جایگاهی تعریف‌نشده
«همواره به کار با کودکان استثنایی علاقه زیادی داشتم. معلم ناشنوایان بودم. شیوه‌های تدریس به ناشنوایان را خودم طراحی می‌کردم و در بوشهر معلم نمونه استان شدم. علی که تشخیص اوتیسم گرفت، برنامه‌های لازم را از خانم پری گلابی در اصفهان می‌گرفتم و در خانه با علی کار می‌کردم. وقتی علی به سن مدرسه رسید، به تهران مهاجرت کردیم و ابتدا او را در یک مدرسه غیرانتفاعی مرزی ثبت نام کردم، اما وقتی دیدم علی هیچ جایگاه تعریف‌شده‌ای در هیچ مدرسه استثنایی‌ای ندارد، فهمیدم معلم‌ها و مربی‌ها درکی از کار با کودک مبتلا به اوتیسم و چگونگی وارد شدن به دنیای ذهنی او ندارند. به همین دلیل، با مشورت با استادم، به فکر راه‌اندازی مدرسه‌ای برای کودکان اوتیسیک افتادم و به عنوان اولین مرکز تخصصی آموزش به کودکان مبتلا به اوتیسم، کارم را در سال 1385 شروع کردم.»

این جملات آغازین فهمیه موسوی‌نژاد در معرفی خودش است. او در شرایطی مدرسه «آیین مهرورزی» را تأسیس کرد که هیچ مرکز تخصصی در کشور برای آموزش به کودکان اوتیستیک وجود نداشت. تقاضای زیاد برای ثبت نام در مدرسه از همان روزهای اول کار به او نشان داد که چه کمبودی در زمینه آموزش به این کودکان وجود دارد.
«ظرف یک هفته از شروع به کار مدرسه 40 کودک به مدرسه مراجعه کردند. با توجه به امکانات ما و شرایط خاص آموزش‌پذیری بچه‌های مبتلا به اوتیسم، ما نمی‌توانیم سالانه بیش از 70 دانش‌آموز بپذیریم.» بچه‌ها در مدرسه از پایه پیش‌دبستانی تا پایه ششم ابتدایی را می‌خوانند. بعد از این دوران، اگر کودکی توانایی خواندن کتاب‌های مدارس عادی را داشته باشد، با مشورت خانواده، در مراکز آموزش از راه دور ثبت نام می‌شود و مربیان «آیین مهرورزی» در همین مرکز به او کتاب‌ها را آموزش می‌دهند، تا فقط زمان امتحان به مرکز دیگری برود و از محیط امن و مساعد آموزشی دور نماند.

 

کمک؟ خبری نیست!
وقتی از موسوی‌نژاد درباره چالش‌های پیش رویش در این کار می‌پرسم، با همان اعتماد به نفس و آرامشی که پیشتر در او دیدم، می‌گوید: «همیشه در آموزش و پرورش کودکان استثنایی مشکلاتی داریم. ما یک مرکز خصوصی و مستقل هستیم، هیچ وقت کمکی از یک سازمان دولتی نخواسته‌ایم و البته آن‌ها هم کمکی نکرده‌اند. من، پیش از آنکه مؤسس این مدرسه باشم، یک مادرم، مادری که تحصیلاتی مرتبط با وضعیت فرزندش دارد و با سرمایه شخصی تصمیم به راه‌اندازی این مدرسه گرفته است. برای 25 دختر جوان اشتغال‌زایی کردم و هر سال بار رسیدگی و آموزش به 70 دانش‌آموز مبتلا به اوتیسم را از دوش آموزش و پرورش برداشته‌ام. فقط می‌خواهم ما را در روند آموزش و کارمان به حال خودمان بگذارند و برایمان مشکل‌ساز نشوند.»
تصور اولیه‌ام این است که مدرسه‌ای در سعادت‌آباد جای بچه‌هایی است که خانواده‌شان توانایی کمک مالی فراوانی به مدرسه دارند، اما موسوی‌نژاد که می‌گوید «بعضی از اولیا از 10 درصد تا 100 درصد تخفیف می‌گیرند، ما شهریه کمتر می‌گیریم، اما بیشتر نه»، متوجه می‌شوم چندان هم خبری از کمک‌های مالی نیست. فقط یک خیریه به نام مدرسه وجود دارد که بعضی والدین از طریق آن به پرداخت هزینه تحصیل کودکان محروم اوتیستیک کمک می‌کنند.

 

نحوه آموزش به کودکان اوتیستیک
کم‌توانی کودکان مبتلا به اوتیسم بیش از همه به تعامل و ارتباطات اجتماعی آن‌ها مربوط می‌شود. بعضی از آن‌ها از هوش‌بهر طبیعی برخوردارند، بعضی بالاتر از حد طبیعی هستند و تعدادی هم هوش‌بهر پایین‌تر از مقدار طبیعی دارند. از آنجا که این بچه‌ها در برقراری ارتباط با دیگران کم‌توان هستند، ممکن است به مرور زمان بهره هوشی آنها کاهش یابد، چرا که کودکان بخش زیادی از اطلاعات خود را از محیط پیرامونشان کسب می‌کنند، اما بچه‌های اوتیستیک با محیط اطرافشان بیگانه‌اند و به هر آنچه در زیست بیرون از آن‌ها در جریان است کاری ندارند. به همین دلیل است که شیوه‌های آموزش به این کودکان منوط به بیرون آوردن آن‌ها از دنیای ذهنی‌شان و گوشزد کردن محیطی است که در آن حضور دارند.
در این میان، مشوق‌ها نقش مؤثری در خارج کردن آن‌ها از چارچوب‌های ذهنی‌شان دارد، مشوق همان انگیزه‌ای است که به کودک اوتیستیک می‌گوید: «از جهان ذهنت بیرون بیا و به من ملحق شو.» مشوق شامل تمام آن چیزهایی است که حال کودک را خوب می‌کند؛ می‌تواند یک توپ باشد، موسیقی باشد یا حتی موبایل. می‌توان گفت در آموزش کودکان اوتیستیک معلمی موفق است که جایی برای خودش در دنیای ذهنی کودک بیابد، او را از هر آنچه در ذهنش می‌گذرد بیرون بکشد و با استفاده از مشوق‌ها انگیزه یادگیری در او ایجاد کند. اکثر روش‌های آموزش به این کودکان انفرادی است و مربی می‌تواند فقط با یک کودک کار کند، مگر زمانی که بچه‌ها پذیرش فضای آموزش جمعی را داشته باشند. در تنظیم ساختار کلاس‌های مدرسه هم این نکات را در نظر گرفته‌اند و به همین دلیل، در هیچ کلاسی بیش از 5 یا 6 دانش‌آموز وجود ندارد و بعضاً دو معلم همزمان به آن‌ها آموزش می‌دهند.
مدیر مدرسه «آیین مهرورزی» که خودش شیوه‌های مختلف آموزشی را برای فرزندش علی به کار برده، به راهکار ای. بی. ای. (ABA) به عنوان شیوه مؤثر آموزشی در مدرسه اشاره می‌کند: «شیوه‌های مداخله آموزشی به کودکان اوتیسم متنوع هستند. از جمله تیچ، پکس، پی. آر. تی. و سان‌رایز. ما از برنامه ای. بی. ای. استفاده می‌کنیم که به معنی «برنامه آنالیز رفتاری کودک اوتیستیک» و روش مداخله رفتاری معلم با کودک برای حذف برخی رفتارها، و آموزش برخی دیگر است. در این روش، بر نظم تأکید فراوانی می‌شود؛ مثلاً بچه‌ها را به نشستن پشت میز وادار می‌کنند تا آموزش جدی به آن‌ها امکان‌پذیر باشد. اما برای سنین پایین‌تر محوریت آموزش با بازی است. در این سن، خود کودک محور تعیین آموزش است و معلم یک برنامه آموزشی از پیش تعیین‌شده برای یک روز ندارد.»

***
علی کوچک، که بی‌شک اولین دلیل روی آوردن مادرش به آموزش کودکان اوتیستیک بوده، امروز در آستانه 18 سالگی است. هنوز در مدرسه کنار مادرش درس می‌خواند. وقتی در دفتر خانم موسوی‌نژاد هستم، سر می‌رسد. مادرش از او می‌خواهد به ما سلام کند. به نقطه‌ای میان من و همکارم نگاه می‌کند و سلام می‌دهد. از او اجازه عکاسی می‌گیریم. بالای کتابخانه دفتر کار مادرش، پر از بوم‌های نقاشی اوست. یکی از تابلوها را برمی‌دارد که تصویری از پدر و مادرش است. به دوربین نگاه نمی‌کند، اما مادرش را در آغوش می‌گیرد تا برای عکس آماده شود. «خداحافظ» می‌گوید و به کلاسش برمی‌گردد.

 

 

مطالب مرتبط


دیدگاه کاربران

برای ثبت دیدگاه وارد وب سایت ما شوید.