مادر به اندازه کافی خوب


در ماه های آغازین، پس از اینکه نوزاد اولین جدایی یعنی تولد را تجربه کرد، در دنیایی وارد می شود که هیچ آشنایی با آن ندارد. کاملا ناتوان و نیازمند است. در حدود ٦ ماه اول زندگی، یک مادر «به اندازه کافی خوب» می‌داند که نوزاد یکی از سخت ترین وظایف زندگی را به ثمر رسانده است: او متولد شده است.

لازم است در این دوران به همه نیازهای نوزاد به سرعت پاسخ گفته شود؛ به عنوان مثال، هر زمان نوزاد گرسنه است و غذا طلب می‌کند مادر او را تغذیه کند که می‌تواند صرفا شیر مادر باشد و یا هنگامی که ناآرام است و نیاز دارد، مادر یا هر مراقب دیگری که نقش مادری ایفا می‌کند و قادر است ناراحتی نوزاد را درک کند، او را در آغوش بگیرد و آرام کند.

بسیار مهم است نیازی که نوزاد در هر لحظه ابراز می‌کند در همان زمان شنیده و پاسخ داده شود. ما انسانها همگی اساسا نیاز داریم که شنیده شویم و درک شویم، این یک نیاز بشری است، اما نیازی که نوزاد در ماه‌های اول زندگی دارد اهمیت حیاتی نیز دارد چرا که به نحوه بودن او در تمام زندگی‌اش شکل و رنگ می‌دهد. به این معنا که در این زمان، باورهای اساسی نوزاد در مورد خودش به عنوان یک انسان شکل می‌گیرد. نوزادی که اغلب نیازهایش در این زمان به سرعت پاسخ داده نشود، به طور مثال ممکن است فکر کند دنیا جایی است که او را محروم می‌کند و برای مدت زمان زیادی و شاید حتی تا آخر عمر این باور را با خود خواهد داشت.

درست است، نوزادان هم فکر می‌کنند! و آنچه را که می‌اندیشند در تمام عمر با خود حمل خواهند کرد.

شاید شما افرادی را دیده باشید که فکر می‌کنند بد و دوست نداشتنی هستند و ممکن است برای جلب توجه و محبت دیگران دست به هر کاری بزنند که گاهی به این افراد «مهرطلب »می‌گویند.

چرا یک نفر ممکن است هر کاری کند که مورد توجه و محبت قرار بگیرد؟ شاید چون می‌خواهد دوست‌داشتنی باشد. چرا می‌خواهد دوست داشتنی باشد؟ چون ممکن است فکر کند دوست‌داشتنی نیست. چرا فکر می‌کند دوست‌داشتنی نیست؟

پاسخ این سؤال غالبا به تجربیات ابتدایی دوران زندگی بر می‌گردد. نوزادانی که نیازهایشان در این زمان غالبا به سرعت پاسخ داده  نشده است، تصویری از دنیا می‌سازند که یک دنیای محروم‌کننده و ناامید‌کننده است و تصویری که از خودشان شکل می‌گیرد، یک فرد دوست‌نداشتنی است. به همین سادگی!

مهم است که بدانیم نوزادان هم فکر می‌کنند و احساس دارند و این افکار و احساسات، افکار و احساسات بعدی‌شان را در زندگی شکل می دهد. ما انسانها به طرز عجیبی علاقه‌مند به تکرار هستیم! هر آنچه را که در دوران کودکی تجربه کنیم، مدام تکرار می‌کنیم.

مادر «به اندازه کافی خوب»، می داند که هر کاری برای نوزادش در این دوران انجام بدهد و هر مراقبت‌ عاشقانه‌ای که به او نثار کند، به تمام زندگی او رنگ خواهد بخشید. می‌داند که قرار نیست در دوران نوزادی به نوزاد آداب خاصی یاد بدهد! مثل اینکه کی گریه کند و چگونه بخوابد یا بیدار شود بلکه نوزاد این نیازها را ابراز می‌کند و مادر و سایر مراقبین نوزاد باید به آنها پاسخ ‌دهند.

البته بدیهی است وقتی که نوزاد بی‌وقفه گریه می‌کند و شما مادر عزیز که هزاران دغدغه دیگر نیز دارید و باعث می‌شود احساس استیصال کنید، دیگر موضوع به این سادگی نخواهد بود!

 مادر «به اندازه کافی خوب» باید بداند که خودش نیز انسان است با همه نیازهای بشری. هر قدر هم که از خود گذشتگی داشته باشد، مدیریت نوزاد کار ساده‌ای نخواهد بود. بنابراین می تواند برای گذار موفق از این دوران از دیگران نیز کمک بگیرد. از همه افراد و سیستم‌هایی که قادرند وی را همراهی کنند مانند همسر، مادر، خانواده و حتی گاهی خانواده همسر در بیداری‌های شبانه و سایر زمان‌های مورد نیاز درخواست کمک کند، چرا که قرار است آینده انسانی که تازه متولد شده، برای تمام عمر شکل بگیرد و ساخته شود. مادر «به اندازه کافی خوب» می‌داند که اگر احساس افسردگی یا اضطراب دارد ممکن است خودش نیاز به درمان داشته باشد و باید از یک روان‌پزشک یا روان‌شناس کمک بگیرد تا با نشاط و روحیه خوب از مادر بودن لذت ببرد.

 


دکتر هما محمد صادقی

دکتر هما محمد صادقی، روانپزشک، روان‌درمانگر، عضو هیأت علمی و استادیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران است.




نام
نام خانوادگی
ایمیل
عنوان
متن