افسردگی کودکان را جدی بگیرید

1397/01/23

در گفتگو با دکتر سیما فردوسی، روانشناس و روان‌درمانگر مطرح شد:

کودکان و نوجوانان در رویارویی با مشکلات مختلف واکنش‌های متفاوتی دارند. در سال تحصیلی گذشته 18 دانشآموز به مرگِ خودخواسته درگذشتند. بدون شک، توجه به نیازهای کودکان و نوجوانان و برقراری ارتباط با آنها میتواند مانع بزرگی برای اینگونه اقدامها از سوی آنها باشد. هرچند علاوه بر خانواده، جامعه و مسئولان مدرسه نیز نقش مؤثری در این موضوع دارند، از آنجا که نقش کلیدی بر عهده والدین است برقراری پیوند عاطفی و تقویت آن در پشیگیری از اقدام به خودکشی و در کل بروز اختلالات روانی و بهویژه افسردگی مؤثر است. البته فراموش نکنیم که زمینهساز بسیاری از این خودکشیها افسردگی کودکان و نوجوانان است که به دلیل شناخت اندک والدین از بیماری آنها نادیده گرفته شده است.

دکتر سیما فردوسی، روانشناس و مدرس دانشگاه شهید بهشتی، در گفتگو با «دنیای کودک پارسی»، بر نقش والدین در پیشگیری از اقدام کودکان و نوجوانان به خودکشی و تقویت پیوندهای عاطفی میان فرزندان و والدین تأکید کرد.

بحثهای مختلفی درباره خودکشی دانشآموزان در سال تحصیلی گذشته مطرح شده است، از جمله شیوع افسردگی در میان کودکان و نوجوانان. به نظرتان، خانوادهها در مواجهه با افسردگی فرزندانشان چه باید بکنند؟

پیش از هر چیز، خانواده‌ها باید از مشکلات روحی و روانی فرزندان شناخت درستی پیدا کنند. بسیاری از والدین فکر می‌کنند بچه‌ها به افسردگی مبتلا نمی‌شوند، اما حقیقت این است که کودکان در سن پایین هم ممکن است افسردگی را تجربه کنند. در این زمینه عوامل مختلفی چون محیط خانواده، وقوع برخی اتفاقات یا نحوه ارتباط خانواده با فرزندان مؤثر است. بنابراین، خانواده‌ها باید در ابتدا به شناخت اولیه‌ای درباره افسردگی کودکان برسند. نکته بعدی توجه به علائم و نشانه‌های افسردگی در کودکان است.

 

افسردگی در کودکان چه علائمی دارد و آیا اصولاً با علائم افسردگی بزرگسالان متفاوت است؟

بسیاری به‌اشتباه فکر می‌کنند کودک افسرده هم باید نشانه‌های افسردگی بزرگسالان را داشته باشد و اگر چنین نشانه‌هایی را نبینند، فکر نمی‌کنند فرزند آن‌ها هم ممکن است افسردگی داشته باشد. کودکان افسرده کج‌خلق هستند، برخلاف بزرگسالان افسرده که خلق پایین دارند. در واقع، خلق کودکان و نوجوانان افسرده خیلی تحریک‌پذیر است و به‌سرعت بداخلاق می‌شوند. افت تحصیلی، بیزاری از مباحث فکری، و مشکل در برقراری ارتباط با دیگران از نشانه‌های افسردگی کودکان است. از سوی دیگر، افسردگی انواع مختلف در میان کودکان دارد. افسردگی گاهی محیطی است و گاهی ژنتیکی. اگر پدر یا مادر و حتی دیگر افراد خانواده سابقه ابتلا به انواع بیماری‌های روحی یا افسردگی را دارند، فرزندان آن‌ها حتماً باید از نظر ابتلا به افسردگی بررسی شوند.

 

گفتید که گاهی شرایط محیطی باعث ایجاد افسردگی میشود. لطفاً کمی بیشتر درباره دلایل زمینهساز افسردگی محیطی توضیح دهید.

متأسفانه برخی خانواده‌ها بستر افسردگی محیطی را برای فرزندان ایجاد می‌کنند، مانند خانواده‌هایی که در آستانه طلاق هستند، پدر و مادر مدام مشاجره و دعوا دارند، یا یکی از والدین منزل را ترک کرده است. خانواده‌های پرتنش و پراسترس که توانایی مدیریت هیجانات خود را ندارند و خیلی هیجانی و آشفته رفتار می‌کنند نیز شرایط محیطی ابتلای کودکان را به افسردگی به وجود می‌آورند.

ناآگاهی والدین از رشد و نیازهای کودک در دوره‌های مختلف رشد نیز منجر به فقدان می‌شود. افسردگی هم با فقدان شکل می‌گیرد. نبود محیطی امن در منزل، نداشتن امنیت روانی و موضوعات دیگری از این دست همگی در افسردگی محیطی مؤثرند.

برای خودکشی این دانشآموزان دلایلی مانند مشاجره با پدر یا مادر و اختلافات خانوادگی هم مطرح شده است. واقعاً چقدر ممکن است این موضوعات باعث خودکشی یک کودک یا نوجوان شود؟

تمامی تجربه‌های بدی را که خانواده از سر می‌گذراند کودکان نیز تجربه می‌کنند. گاهی یکی از والدین منزل را ترک یا ازدواج مجدد کرده است. گاهی هم کودک یا نوجوان مراقب دائمی ندارد. برخی از خانواده‌ها هم میان فرزندان خود خیلی تبعیض قائل می‌شوند. همه این‌ها زمینه‌ساز مشکلات روحی کودکان است که ممکن است اقدام به خودکشی را هم در پی داشته باشد.

 

در بیان علت بسیاری از این خودکشیها، موضوع افت تحصیلی، قبول نشدن در کنکور یا نمره پایین و ترس از سرزنش هم مطرح شده است، موضوعی که شاید در واقعیت زندگی کمترین اهمیت را داشته باشد، اما برای کودک یا نوجوان چنان دغدغهای به حساب میآید که اقدام به خودکشی میکند. خانوادهها در کم کردن حساسیت فرزندان به نمره و مشکلاتی از این دست چه نقشی میتوانند داشته باشند؟

دانش‌آموزی که به دلیل گرفتن نمره کم یا قبول نشدن در کنکور اقدام به خودکشی می‌کند، در حقیقت، حالش از قبل خوب نبوده است. باید از خودمان بپرسیم که چرا این دانش‌آموز دست به چنین اقدامی می‌زند؟ این بچه‌ها مستعد اقدام به خودکشی هستند و اگر بحث نمره و درس هم نباشد، به دلیل دیگری ممکن است این کار را انجام دهند. برای نمونه، دانش‌آموزی که پدری بداخلاق و پرخاشگر دارد، ممکن است بر اثر این پرخاشگری‌ها افسرده شده باشد و اگر بحث نمره و درس پیش آید، به دلیل مهیا بودن بستر فکری برای چنین اقدامی، دست به خودکشی بزند.

 

تقویت پیوندهای عاطفی در خانوادهها یکی از مؤثرترین روشها برای جلوگیری از چنین اتفاقاتی است. چه پیشنهادی برای والدین دارید تا بتوانند این پیوند عاطفی را با فرزندان خود ایجاد کنند؟

والدین باید یاد بگیرند چگونه به فرزندان‌شان محبت کنند. بعضی والدین حتی نمی‌دانند چگونه باید محبت‌شان را به فرزندشان نشان دهند! طرز رفتار دوستانه و ابراز محبت مستلزم نیازشناسی فرزندان است. نوع و میزان محبت با سن فرزند رابطه دارد. در ارتباط با فرزندان کوچک‌تر، والدین باید بیشتر آن‌ها را در آغوش بگیرند و با نوازش و آغوش گرفتن، محبت خود را به فرزند نشان دهند. باید ساعاتی را در اختیار فرزندان خود بگذارند و با آن‌ها صحبت کنند، نه این‌که همزمان با کارهای دیگرشان صحبت کوتاهی هم با فرزند انجام دهند. البته برای آموزش والدین برنامه‌های آموزشی صداوسیما و دیگر رسانه‌ها و مدارس هم نقش مؤثری دارند.

 

مهمترین کاری که والدین برای پیشگیری از چنین اقداماتی توسط فرزندانشان میتوانند انجام دهند چیست؟

مهم‌ترین اقدام پیشگیرانه ارتباط درست والدین با مشاور است. قرار نیست حتماً شاهد مشکلی باشیم تا به سراغ مشاور خانواده برویم. برای پیشگیری باید فرهنگ مراجعه به مشاور شکل بگیرد. از سوی دیگر، این روزها بسیاری از ناشران کتاب‌های تخصصی در ارتباط با کودک و نوجوان، نیازهای آن‌ها یا چگونگی رفتار با فرزندان منتشر می‌کنند. دسترسی به این کتاب‌ها و رواج فرهنگ کتابخوانی در میان خانواده‌ها از دیگر اقدامات پیشگیرانه است که به شناخت صحیح والدین از مشکلات فرزندان‌شان منجر می‌شود. مدارس و معلم‌ها نیز نقش مؤثری در این زمینه دارند. این‌که چه اندازه معلم و مربی آگاهی و شناخت داشته باشند و نحوه ارتباط مؤثر با کودک یا نوجوان را بدانند بسیار مهم است. علاوه بر این، مدارس باید کودکان و نوجوانانی را که زمینه‌های افسردگی دارند یا در معرض افسردگی هستند غربالگری و شناسایی کنند و سپس آن‌ها را برای درمان و مشاوره به مراکز مشاوره ارجاع دهند.

 

آمار اقدام به خودکشیهایی که منجر به فوت نشده در میان دانشآموزان بیشتر از خودکشیهای منجر به فوت است. خانوادههایی که چنین تجربهای را دارند برای جلوگیری از تکرار آن چه کاری باید انجام دهند؟

در صورت مواجهه با چنین تجربه‌ای، باید کل اعضای خانواده نیز از نظر بیماری‌های روحی بررسی و ریشه‌های افسردگی والدین نیز پیگیری شود تا ابتدا والدین درمان شوند و بتوانند به فرزند خود کمک کنند. از طرف دیگر، خانواده‌ها باید بررسی کنند که وقتی فرزندشان برای نخستین بار چنین اقدامی را انجام داد با چه کسانی در ارتباط بود و روش‌های اقدام به خودکشی را از کجا یا چه کسی یاد گرفته است. این بررسی‌ها به این دلیل اهمیت دارد که خودکشی می‌تواند تحت تأثیر یادگیری نیز باشد. گاهی فرزندان فیلمی با موضوع خودکشی می‌بینند که می‌تواند روی آن‌ها اثرگذار باشد. بنابراین، نخستین کار برای پیشگیری از تکرار اقدام به خودکشی آموزش خود والدین برای بررسی و ریشه‌یابی چنین مشکلی است. والدین باید با فرزند خود ارتباط مؤثر برقرار کنند و درون او را بشناسند. شناخت فرزند باعث می‌شود متوجه شویم اعتراض او به چیست و چه می‌خواهد بگوید. خانواده‌ای که فرزندش یک بار اقدام به خودکشی کرده باید تحت نظر مشاور یا مددکار اجتماعی باشد تا بررسی شود که آیا آموزش‌ها به خانواده مؤثر بوده است یا خیر. همچنین، مشاور یا مددکار باید بررسی کند که آیا شرایط خانه تغییر کرده است یا نه. چنین خانواده‌هایی حتی می‌توانند و بهتر است مشاور در منزل داشته باشند تا مشاور شرایط را از نزدیک ببیند و بتواند آن‌ها را راهنمایی کند. به بیان دیگر، سازمان‌ها و مؤسسات مشاوره‌ای مجوزدار باید برای کمک به خانواده‌ها وارد عمل شوند.

 

آیا هماکنون ظرفیت ارائه چنین خدمات مشاورهای از سوی سازمانها و مؤسسات وجود دارد و خانوادهها از آن استفاده نمیکنند یا دچار ضعف در این زمینه هستیم؟

متأسفانه ضعف‌هایی وجود دارد. اما ارائه چنین خدماتی باید جزء دستورکار نهادهای مربوط قرار گیرد و باب تازه‌ای در خدمات مشاوره‌ای گشوده شود. وجود چنین خدماتی به بررسی خانواده‌ها و غربالگری فرزندان دارای زمینه برای اقدام به خودکشی منجر می‌شود و می‌تواند نقش پیشگیرانه داشته باشد. 

 





نام
نام خانوادگی
ایمیل
عنوان
متن