روانکاوی، چگونه کار می‌کند؟


بر اساس نظریه روانکاوی زیگموند فروید، درمان روانکاوی با استفاده از تکنیک‌های تحلیلی به بررسی افکار، تجربیات و احساسات سرکوب شده فرد از دوران کودکی تاکنون می‌پردازد. در این رویکرد درمانی رابطه درمانگر و مراجع بسیار مهم است و اصلا، این رابطه است که موجب درمان می‌شود و نقش اساسی را در فرآیند بهبود ایفا می‌کند. همان‌طور که نظریه دلبستگی بر کیفیت پیوند بین نوزاد و والدین تمرکز می‌کند و نوع ارتباط مادر و نوزاد، چگونگی رشد کودک را تعیین می‌کند، انتقال احساسات و نیازهای مراجع به روانکاو، مقاومت‌های او به درمان هنگامی‌که با احساسات دردناک و سرکوبگر مواجه می‌شود و فضای رابطه بین روانکاو و مراجع نیز روند درمان و میزان بهبودی را تعیین می‌کند. در نهایت، افرادی که به درمانگر اعتماد می‌کنند و راحت‌تر و با مقاومت کمتر با مسائل برخورد می‌کنند و نهایت تلاش خود را برای شناخت و درک انگیزه‌های خود می‌کنند، می‌توانند قدم اول را بردارند تا درمان آغاز شود.

اغلب افکار و احساسات ناخودآگاهی داریم که در اعماق ذهنمان دفن شده‌اند؛ از تجربیات و احساسات سرکوب شده دوران کودکی گرفته تا روابطمان با «دیگری»‌های مهم زندگی در بزرگسالی. روانکاو و مراجع با همکاری هم تلاش می‌کنند تا این خاطرات، افکار و احساسات سرکوب شده که اکنون زندگی فرد را مختل کرده و در روابط اجتماعی، عاطفی، شغلی و احساس رضایت او از زندگی تأثیر منفی گذاشته است، به سطح برسند و مورد بررسی قرار گیرند. 

یکی از تکنیک‌های خاص که در درمان روانکاوی مورد استفاده قرار می‌گیرد «تداعی آزاد» است که مراجع با استفاده از «کلام» و «گفتن»، هر آنچه می‌خواهد و به ذهنش می‌رسد را بدون محدودیت یا سانسور بیان می‌کند. روانکاو الگوهای کلام مراجع را بررسی و تفسیر می‌کند و نمادهای موجود در رویاهای او را دنبال می‌کند تا بتوانند با هم، معنی و اهمیت این نمادها را کشف کنند. آنچه مراجع به درمانگر بازتاب می‌دهد، همان تجربه‌ای است که فرد با والدینش در کودکی داشته و اکنون با افراد دیگر در بزرگسالی دارد، بنابراین بررسی و تحلیل رابطه مراجع با درمانگر در پروسه روانکاوی درواقع کشف همان دلایلی است که او را رنجور و ناتوان کرده است. روانکاو کنجکاو است و به‌جای توصیه و نصیحت به ریشه مشکلات می‌پردازد و مراجع را از فاکتورهای ناخودآگاه یا «نقاط کور» که بر احساسات و رفتارش تأثیر گذاشته آگاه می‌کند و در بیشتر موارد «آگاهی»، همان درمان است. او مانند باغبانی است که وقتی بر سر گیاهی پژمرده حاضر می‌شود، علفهای هرز اطرافش را عمیقا پاکسازی می‌کند و ریشه و خاک گیاه را از تجربه و دانش و توجه خود تغذیه می‌کند تا زمانی که گیاه بتواند دوباره رشد کند و تنومند و قوی شود.

روانکاوی به عنوان یک علم تکاملی، از طریق پژوهش و درمان تلاش می‌کند تا دنیای روانشناختی انسان‌ها را درک کند؛ دلیل آنچه که انجام می‌دهند یعنی رفتارهایشان و انگیزه و علل انجام آن رفتارها را بررسی می‌کند. 

افراد غالبا زمانی که احساس می‌کنند دیگر به آخر خط رسیده‌اند، با مشکلات مختلفی به روانکاو مراجعه می‌کنند مانند:
دختری که در رابطه‌های زیاد قرار می‌گیرد و هر بار احساس می‌کند فریب می‌خورد. 
فردی که ناامید است و در هر شغلی بعد از چند روز اخراج می‌شود و نمی‌تواند با اعتماد به نفس توانایی‌های خود را ابراز کند.
فردی که همیشه احساس می‌کند زشت است و زیر بار هر نوع عمل زیبایی با هزینه‌های سنگین می‌رود.
کسی که در چند ازدواج شکست خورده یا روابط جنسی پرخطر دارد.
افرادی که با داشتن یک بیماری جسمی سخت، امید به زندگی‌شان را از دست می‌دهند و افسرده و مأیوس هستند.

بسیاری از مراجع‌کننده‌ها به یک روانکاو، کسانی هستند که اول تلاش کردند تا خودشان مشکلاتشان را حل کنند، بعد از خانواده و اطرافیان کمک گرفته‌اند، سراغ کتاب‌های روانشناسی موجود در کتاب‌فروشی‌ها رفته‌اند و پول زیادی را صرف مصرف دارو کرده‌اند و گاهی روش‌های درمانی دیگر را نیز امتحان کرده‌اند، اما  سرانجام تصمیم گرفته‌اند به فرآیند عمیق روانکاوی روی بیاورند و آن سفر شفابخش را تجربه کنند تا بتواند مشکلات‌شان را  ریشه‌ای‌تر حل کنند.

درمان‌های روانکاوانه برای کمک به درک بهتر خود و در نهایت احساس بهتر از خود شکل گرفته‌اند، از این رو یک دوره نسبتا طولانی است و لازم است هفته‌ای چند روز، روانکاو و مراجع در جلسات درمان حضور یابند اما امروزه در بسیاری از کشورها از جمله ایران به دلایل مختلف، این جلسات هفته‌ای یک بار تشکیل می‌شوند اگرچه گاهی افرادی که تمایل بیشتری به پیگیری و ادامه درمان دارند، آن را تا دو روز در هفته نیز ادامه می‌دهند.

 قرار دادن یک برنامه منظم در راستای بهداشت و سلامت روان، نشان دهنده ارزشی است که فرد برای خودش و آینده‌اش قائل است. اگرچه اکثر مردم گمان می‌کنند کسی که بیمار است یا مشکل روانی دارد به روانکاو مراجعه می‌کند، حقیقت آن است که درواقع فردی که در پی رشد و بلوغ و کمال است و روان جستجوگرش، به بهزیستی خود اهمیت می‌دهد، روانکاوی را در فضایی مشفقانه و همدلانه، انتخاب می‌کند.

یکی از موضوع‌هایی که در اکثر موارد به عنوان یک مانع بزرگ در شروع یا ادامه روان‌درمانی مطرح است، بحث هزینه است که متاسفانه علیرغم فوریتی که دارد تحت پوشش بیمه نیست و همچنان بازار آشفته‌ای دارد. طبیعی است که جز قشر خاصی از جامعه که یا تمکن مالی بالایی دارند یا از نظر فرهنگی به آن حد از باور رسیده‌اند که هزینه روان‌درمانی را در سبد هزینه‌های خویش در نظر بگیرند و از سایر هزینه‌های غیر ضروری بکاهند، همگان توان استفاده از آن را ندارند.
روانکاوی اعتقاد دارد که «درمان و بهبود سلامت روان، حق همه است». از این رو این رویکرد درمانی، این انعطاف را دارد که برای تعیین هزینه جلسات درمانی، موقعیت مالی مراجع را نیز در نظر بگیرد و بر سر تعیین مبلغ جلسات با مراجع گفتگو کند تا به توافق برسند. و شاید به نوعی از همان اولین قدم، مراجع را فرا می‌خواند که «گفتگو کن» و «کلمه» و «گفتن» بن‌بست‌ها را باز می‌کند؟! آری، «ناخودآگاه» همان «زبان» است!



اگر سئوالی در این زمینه هست یا نیاز به کمک دارید، کارشناسان «به‌اندیشان» در خدمت شما هستند؛ با ما تماس بگیرید.

 

نادیا صبوری نادیا صبوری، روانشناس و روان‌درمانگر در حوزه درمان‌های فردی و خانواده است. ایشان دانش‌آموخته مکتب روانکاوی و عضو سازمان نظام روانشناسی کشور است. 



نام
نام خانوادگی
ایمیل
عنوان
متن