مهارت‌های زندگی، حلقه مفقوده آموزش‌وپرورش

1397/01/16

ماهور راد، روانشناس

 

همان‌طور که در خبرها شنیدیم بر اساس نظرسنجی مؤسسه گالوپ، مردم ایران «عصبانی‌ترین» مردم جهان معرفی شده‌اند. نشریه ایندیپندنت بر اساس نتایج این مؤسسه گفته است: مردم عراق، ایران و کامبوج بالا‌ترین میزان «تجربه‌های منفی روزانه» در جهان را دارند. بدین ترتیب تعداد تجربه‌های منفی روزانه به‌عنوان شاخصی برای عصبانیت شناخته‌ شده است. حال سؤال این است: «چرا ما عصبانی‌ترین مردم جهانیم؟»

«عصبانیت و خشم» یکی از 6 هیجان اصلی است که همه مردم دنیا با هر قوم و نژاد و جنسیتی که باشند آن را تجربه می‌کنند، اما به نظر می‌رسد عواملی در بروز آن دخیل‌اند که اگر کنترل شوند، انسان عصبانیت کمتری احساس می‌کند. ممکن است احساس عجز و ناتوانی منجر به عصبانیت شود یا عصبانیت فرد ناشی از احساس حقارتی باشد که در خانواده، مدرسه و اجتماع و در مواجهه با دیگران به او دست می‌دهد.

در جامعه‌ای که کودکان از لحظه ورود به دبستان خود را برای مسابقه کنکور آماده می‌کنند و پدر و مادر از آن‌ها انتظار دارند که پزشک یا مهندس شوند وگرنه ارزشی ندارند، باید انتظار مجموعه‌ای از احساسات ناکام کننده‌ را نیز داشت؛ احساساتی مانند یأس، ناامیدی، بی‌کفایتی، حسادت، تنفر، کینه و ناکارآمدی که همه این‌ها منجر به خشم و عصبانیت در نسل جوان کشور می‌شوند. از سویی فرهنگ استفاده از سیستم روان‌درمانی و مشاوره کشور نیز بین افراد جامعه آن‌چنان تقویت نشده که بخواهند برای آسایش و سلامت روان خود از یک کارشناس کمک بگیرند. هر چه هست ریشه مشکل را باید در فرهنگ حاکم، نهاد خانواده و سیستم آموزشی کشور جستجو و رفع کرد.

کنترل خشم و عصبانیت و مدیریت آن نوعی مهارت است و زمانی که کودک نسبت به عواطف و هیجاناتش شناخت پیدا می‌کند و آن‌ها را رشد و توسعه می‌دهد باید آن را آموزش ببیند. درحالی‌که والدین به دروسی مانند ریاضی، علوم، دیکته و غیره اهمیت می‌دهند و ملاک ارزش‌گذاری فرزندانشان نمره است، در مدارس کشورهای دنیا مهم‌ترین درس، مهارت‌های زندگی است که جای آن در سیستم آموزش‌وپرورش کشور خالی است. آنچه عیان است موضوع پرورش در کشور مغفول مانده است. فرزندان ما «در رابطه بودن» با دیگری و لذت بردن از آن را یاد نمی‌گیرند و در آینده انسان‌های بالغی می‌شوند با ذهنی هم‌چنان کودکانه که در هر مقام و موقعیتی باشند، خشمگین و عصبانی هستند، گویی چیزی را ازدست‌داده‌اند یا اصلاً به دست نیاورده‌اند. افرادی که حتی اگر پزشک و مهندس هم شوند و خواسته والدین را اجابت کنند، عصبانی هستند.

به نظر می‌رسد سیستم برنامه‌ریزی آموزش‌وپرورش به‌عنوان جامعه‌ای که کودکان و نوجوانان ما بخش مهمی از دوران رشد خود را در آن سپری می‌کنند، جامانده و سردرگم است و نمی‌داند چه کند. انتخاب دروس آموزشی در مدارس باید بازتابی از موقعیت اجتماعی کشور باشد به‌گونه‌ای که منافع فردی و اجتماعی دانش آموزان را تأمین کند. سبک زندگیِ این روزها در کشور و حتی جامعه جهانی، بیشتر از هر چیز نیاز به شناخت و مدیریت هیجان‌ها و توان تاب‌آوری در برابر چالش‌هایی که نوجوان در مسیر رشدش با آن‌ها درگیر می‌شود، دارد به‌طوری‌که یاد بگیرد اگر در کنکور پزشکی قبول نشد، دنیا به آخر نرسیده و جامعه به شغل‌های متعدد و ارزشمندی نیاز دارد که او می‌تواند با افتخار و غرور در هر یک از آن‌ها متبلور شود و به خواسته‌های انسانی‌اش دست یابد.

فرزندان ما بیش از هر درسی نیاز به یادگیری مهارت‌های زندگی دارند؛ مهارت‌های شاد بودن و خلاق بودن، مهارت‌هایی که سبب ایجاد روابط بین فردی مناسب و مؤثر در کنار مسئولیت‌های اجتماعی افراد شود به‌طوری‌که بتوانند در مواقع لزوم تصمیم‌گیری کنند بدون اینکه به دیگران آسیب برسانند. متأسفانه فرزندان ما در مدارس ساعت‌ها زمان خود را صرف حفظ و یادگیری دروسی می‌کنند که شاید حتی یک‌بار هم از آن‌ها استفاده نکنند و نتیجه این می‌شود که وقتی وارد اجتماع می‌شوند به مسائل و مشکلاتی برمی‌خورند که توانایی حل‌وفصل آن‌ها را ندارند، چون جایی آموزش ندیده‌اند. درواقع در نظام‌های آموزشی کشورهای پیشرفته دنیا آموزش مهارت‌های زندگی و تقویت هوش عاطفی_ هیجانی بر عهده آموزش‌وپرورش به‌عنوان یک نهاد رسمی و مؤثر است و نسبت به سایر دروس اولویت دارد درحالی‌که جای خالی آن به شکل سازمان‌یافته در نظام آموزشی کشور ما شدیداً خالی است و متأسفانه نتیجه‌اش این می‌شود که کشور عزیزمان ایران در عصبانیت رتبه اول، در افسردگی بین 74 کشور جهان رتبه دوم، در شکاف جنسیتی از بین 144 کشور، 5 رتبه مانده به آخر است و شاهدیم که سن اعتیاد و بزهکاری به کودکی رسیده، طلاق و ناسازگاری بین زوجین افزایش‌یافته و همین‌طور آسیب‌های اجتماعی دیگر که روزبه‌روز زندگی را سخت‌تر می‌کند.

شاید وقت آن رسیده که همه ما از فرد و خانواده و جامعه در روش‌های تربیتی خود تجدیدنظر کرده، شناخت بهتر و بیشتری نسبت به نیازهای واقعی خود و فرزندانمان پیدا کنیم و با خود روراست‌تر باشیم تا راحت‌تر و مهربان‌تر زندگی کنیم.

 

 

اگر سئوالی در این زمینه هست یا نیاز به کمک دارید، کارشناسان «به‌اندیشان» در خدمت شما هستند؛ با ما تماس بگیرید. 

 

 





نام
نام خانوادگی
ایمیل
عنوان
متن