پرخاشگری در کودک: سازگار یا ناسازگار؟


انسان همواره در تعامل با محیط خود و دیگران است و برای اینکه بتواند تعامل مناسبی با محیط داشته باشد نیاز دارد تا با ابزارهای حسی و حرکتی خودش به جستجو و مداخله در محیط بپردازد. از همان هفته‌های اول زندگی کودک، شاهد آن هستیم که بررسی و کنجکاوی در محیط به یک ویژگی بارز در کودک تبدیل شده و به‌تدریج تقویت می‌شود. این فعالیت یا بازیگوشی هم‌زمان با درک کودک و به‌صورت کلی انسان از دنیای درونی و ذهن خودش می‌باشد. گاه این دو فعالیت در تضاد و تعارض با همدیگر قرار می‌گیرند و به‌نوعی آشفتگی و آشوب روانی در کودک ایجاد می‌شود و کودک برای رهایی از این آشوب و ناکامی سعی می‌کند تا با اعمال تغییر بیشتر و مداخله در دیگران و محیط بیرونی خودش، به تعادل برسد. این همان‌جایی است که رفتار انسان و کودک به‌صورت پرخاشگری دیده می‌شود. در حقیقت پرخاشگری در نوع شدید خود که به خشونت تبدیل می‌شود ناشی از استفاده بیش‌ازحد کودک از الگوی رفتار ارتباطی با محیط بیرونی خودش است. با این نگاه که پرخاشگری را نوع تشدید یافته رفتار طبیعی انسان بدانیم درک پرخاشگری و خشونت بهتر صورت می‌گیرد و راهکارهای انسانی متناسب‌تری برای مدیریت آن می‌توان یافت.


باید به این نکته توجه داشت که کودک وارد دنیایی می‌شود که هم ازنظر فیزیکی و هم ازنظر روانی با آن ناآشنا است و درعین‌حال با قوانین و خواسته‌های دیگران نیز آشنایی ندارد؛ بنابراین خودش و خواسته‌های خودش را مرجع و دلیل انجام کارها می‌داند. خواسته‌های او اغلب در تعارض با خواسته‌های دیگران و شرایط محیطی قرار می‌گیرد. در اینجا است که کودک برای رسیدن به خواسته‌های خودش رو به پرخاشگری می‌آورد. کودکان بر اساس خصوصیات ذاتی خود که از والدین و گذشتگان خود و نیز شرایط محیطی به ارث می‌برند، دارای سرشت متفاوت در برخورد با ناکامی‌های ذکرشده هستند. برخی کودکان نسبت به این ناکامی‌ها واکنش پرخاشگری شدید و برخی نیز واکنش ملایمی بروز می‌دهند. این خصوصیت را می‌توان به‌عنوان ویژگی وراثتی و ذاتی پرخاشگری در نظر گرفت که در کودکانِ فرهنگ‌ها و نژادهای مختلف به‌صورت متفاوت، از همان ابتدای کودکی بروز می‌کند.


 در مرحله بعد واکنش دیگران به‌ویژه والدین، به این میزان متفاوت از پرخاشگری کودک است که در تقویت، تشدید و یا کاهش شدت پرخاشگری و تبدیل آن به الگوی رفتاری سازگار مؤثر است. هر چه توانایی‌های روانی و فیزیکی کودک بیشتر شود، ابزارهای فیزیکی و حرکتی بیشتری برای ابراز نارضایتی خود پیدا می‌کند و از طرفی خواسته‌هایش بیشتر و متنوع‌تر می‌شود و این مسئله احتمال ناکامی در برخورد با دیگران را بیشتر می‌کند و شاهد پرخاشگری بیشتری از سوی کودک خواهیم بود. پرخاشگری از ابتدای کودکی وجود دارد و همان‌طور که ذکر شد بر اساس خصوصیات ذاتی در کودکان مختلف، شدت آن متفاوت است. ولی با رشد کودک آنچه دیگران به‌عنوان رفتار خشن شاهدش هستند، در چند مقطع از زندگی نمود بیشتری دارد که در حدود سنین 4 تا 6 ماهگی، یک و نیم تا 2 سالگی، 7 سالگی و دوران نوجوانی، بروز بیشتری دارد. تظاهرات پرخاشگری کودک در هر یک از این مقاطع با همدیگر متفاوت است. در 4 تا 6 ماهگی به‌صورت گاز گرفتن، بدقلقی در غذا خوردن و پذیرش دیگران خود را نشان می‌دهد که این دوران هم‌زمان با تغییر عادات تغذیه او (شروع تغذیه کمکی) می‌باشد. پرخاشگری در حدود یک و نیم تا 2 سالگی نیز که کودک به‌طور کامل و با مهارت بیشتر راه می‌رود و شروع به حرف زدن می‌کند، بیشتر دیده می‌شود. مراحل بعدی در 7 سالگی و سپس در نوجوانی هم‌زمان با رشد توانایی‌های شناختی و اجتماعی کودک است که شروع به تجربه محیط‌های خارج از خانواده مانند مدرسه و سپس در نوجوانی شروع به تجربه ارزش‌های اجتماعی و اخلاقی جدید می‌کند. 


 با رشد توانایی کلامی کودک اگر پرخاشگری کودک توسط دیگران، به‌ویژه والدین تحمل شود کودک یاد می‌گیرد با فکر کردن و حرف زدن در مورد خواسته‌هایش، میزان نیازش به خشونت و پرخاش فیزیکی و حرکتی را کم کند و آرام‌تر رفتار کند. والدینی که پرخاشگری کودک را تحمل می‌کنند با مشاهده رفتار خشن کودک، ضمن اینکه با آرامش مانع آسیب او به خود و دیگران می‌شوند، با کلام و احساس خود به کودک نشان می‌دهند که متوجه ناراحتی او هستند و او را درک می‌کنند و احساس خود را با کلمات و هیجان متناسب، به کودک نشان می‌دهند و درعین‌حال با مانع‌شدن از آسیب زدن کودک به دیگران، او را از نگرانی مربوط به اثرات هراس‌آور رفتارش رها می‌کنند. لازم به ذکر است که بااینکه کودک از خشونت و رفتارهای پرخاشگرانه برای رسیدن به تعادل روانی استفاده می‌کند ولی درعین‌حال هراس و ترس زیادی دارد از اینکه این رفتار او به دیگران بخصوص کسانی که دوستش دارد (والدین) آسیب بزند یا باعث شود دیگران او را دوست نداشته باشند. در این موارد والدین همواره باید تلاش کنند درعین‌حال که نشان می‌دهند رفتار کودک و کاری که کرده قابل‌قبول نیست، با آرامش (حتی توأم با نشان دادن حس دلخوری از رفتار کودک)، حرف زدن با او و بودن در کنار او نشان دهند که همواره او را دوست دارند و این‌گونه او را از اثرات سمی احساس دوگانه‌اش رها می‌کنند. این نوع رفتار والدین یکی از راه‌های بسیار مهم در کاهش پرخاشگری و کمک به کودک برای حرف زدن در مورد علت ناراحتی‌اش به‌جای بروز رفتارهای خشن و غیرقابل‌قبول است.


کودک ابتدا پرخاشگری را به این شکل نشان می‌دهد که در مقابل خواسته‌های والدین و مراقبین مثلاً برای تغذیه، استحمام، لباس پوشیدن و نیز در آغوش گرفته شدن مقاومت می‌کند و پیشنهاد‌های والدین و مراقبین را در این موارد پس می‌زند. توصیه می‌شود در اغلب موارد (نه الزاماً همیشه) به‌صورت موقت و کوتاه این مقاومت و امتناع کودک پذیرفته شود و به او گفته شود (حتی از سنین 6 ماهگی و کمتر) که متوجه عدم تمایل او برای انجام آن کار هستید و فعلاً آن کار را انجام نمی‌دهید و یا گزینه دیگری را پیشنهاد می‌کنید؛ سپس بعد از چند دقیقه یا ساعت می‌توان دوباره آن کار را به کودک ارائه داد و معمولاً پذیرفته می‌شود. نکته مهم این است که وقتی شما به‌صورت حسی و کلامی به او نشان می‌دهید که به‌راحتی امتناع او را پذیرفته‌اید و شما را آزار نداده است، کودک می‌تواند بدون نگرانی از ناراحت کردن والدین تجربیات جدیدی داشته باشد. درصورتی‌که مراقبین کودک عمدتاً سعی در نادیده گرفتن این مقاومت‌ها کنند و با اعمال زور و تنبیه (که طبیعتاً توانایی آن را دارند) کودک را به تمکین از خواسته‌های خود (که البته برای مراقبت از خود کودک است) وادار نمایند، کودک یا به‌صورت فعال به افزایش مقاومت و پرخاشگری روی می‌آورد (که بیشتر در سنین بالاتر دیده می‌شود) و یا از خواسته‌های خود که می‌تواند کنجکاوی و خلاقیتش را تقویت کند دست می‌کشد. در اینجا تأکید می‌شود که هدف، برآورده کردن همه خواسته‌های کودک و رها کردن او برای انتخاب نیست؛ بلکه هدف درک مقاومت او و نیز در اختیار گذاشتن فضایی مختصر برای نشان دادن آن است. درنهایت اگر همین تعامل به‌صورت سازنده صورت بگیرد در رشد توانایی کودک برای رعایت قانون و احترام به آن نیز مؤثر خواهد بود.


توصیه می‌شود مدل رفتار با کودک بر اساس خواسته‌هایی که با ابراز خشم و پرخاشگری صورت می‌گیرد، نباشد؛ یعنی اگر کودک با پرخاش و داد زدن و رفتارهای مشابه سعی دارد والدین را وادار کند که مطابق میل او رفتار کنند، بهتر است والدین با صبوری و آرامش به کودک نشان دهند که متوجه ناراحتی کودکشان هستند و می‌دانند چقدر او علاقه دارد آن کار را انجام دهد؛ ولی بیان خواسته‌ها به‌صورت پرخاشگری قابل‌قبول نیست و بعد از آرام شدن کودک در مورد انجام یا عدم انجام خواسته‌اش تصمیم خواهند گرفت. این مدل رفتار والدین در کودکان خردسال عمدتاً با نشان دادن قدرت توأم با مهربانی است؛ مثلاً با در آغوش گرفتن او برای جلوگیری از بی‌قراری صورت می‌گیرد و در کودکان بزرگتر که توانایی‌های کلامی بیشتری دارند علاوه بر موارد بالا با حرف زدن، توضیح دادن و منعکس کردن درک او و گاهی همراه با محروم‌سازی موقت کودک از مشوق‌ها صورت می‌گیرد. مهم این است که کودک درک کند باوجوداینکه ابراز ناراحتی و نارضایتی او درک می‌شود و پذیرفتنی است، درعین‌حال هرگونه رفتار فیزیکی و کلامی خشن غیرقابل‌قبول است.


مسئله مهم دیگر این است که الگوی ابراز نارضایتی به‌صورت پرخاشگری عمدتاً در خانواده یاد گرفته می‌شود. به این صورت که کودک با مشاهده اینکه درون خانواده افراد با خشونت با همدیگر رفتار می‌کنند و یا اگر کسی با داد زدن و خشونت خواسته‌ای را مطرح کند سریع‌تر به نتیجه می‌رسد، این الگوی رفتاری را یاد می‌گیرد.
 برای جلوگیری از پرخاشگری در کودکان یکی از اقدامات بسیار اساسی این است که این نوع رفتار در تعاملات والدین و خانواده با همدیگر و دیگران نیز وجود نداشته باشد. خشونت و پرخاشگری از یک نسل به نسل دیگر به ارث می‌رسد. مطالعات اخیر نشان داده‌اند که مشاهده خشونت و در معرض خشونت بودن در دوره کودکی علاوه بر اینکه موجب یادگیری این رفتارها می‌شود، باعث تغییرات ژنتیک در کودک و بالا رفتن احتمال به ارث رسیدن این آسیب‌ها به نسل‌های بعدی نیز می‌شود.


به‌صورت خلاصه در برخورد با پرخاشگری کودکان باید در نظر داشت که این رفتارها نوع تشدید یافته رفتارهای طبیعی کودک برای تعامل با محیط و رسیدن به تعادل روانی و آرامش است. عوامل ژنتیک، محیطی و اجتماعی بسیاری در آن تأثیر می‌گذارند و کودکان بااستعداد اولیه متفاوت ازنظر بروز پرخاشگری به دنیا می‌آیند.
 درعین‌حال صرف‌نظر از سرشت ذاتی کودک، نوع برخورد والدین، مراقبین، محیط و جامعه با بروز پرخاشگری در کودک در «تعدیل»، «تثبیت» و یا «تشدید» این خصوصیت نقش اساسی دارد و می‌توان با رفتار و برخورد مناسب با بروز پرخاشگری در کودکان، آن را به یک رفتار سازگار در جهت رشد، خلاقیت و نوآوری کودک و اعتلای اعتمادبه‌نفس او تبدیل کرد. 


برخورد نامناسب با بروز پرخاشگری می‌تواند به تثبیت و تشدید این ویژگی در کودکان منجر شود. همچنین با توجه به اثر مهم خانواده و جامعه در تقویت پرخاشگری، حذف یا کاهش الگوی رفتارهای پرخاشگری در روابط داخل خانواده و جامعه یکی از اقدامات ضروری برای مقابله با آن است.


دکتر مسعود احمدزاد اصل دکتر مسعود احمدزاد اصل روانپزشک، روان‌درمانگر، استادیار گروه روانپزشکی و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران است. برای آشنایی بیشتر، رزومه کامل دکتر مسعود احمدزاد اصل را در فایل زیر دانلود کنید.



نام
نام خانوادگی
ایمیل
عنوان
متن